تولد...
سلاااااااام برهمه ی دوستاااااای خوبم.....یه سال گذشت....آره امروز اولین تولد وبلاگمه![]()
![]()
![]()
خیلی اتفاقا توی این صفحه مجازی افتاد....هم وخوب ...هم بد...ولی بازم
دوسش داشتم بازم نوشتن توش بهم یه جور آرامش میداد....
خیلیا بهم سر زدن...چه از کسایی که واسه افزایش آمار بازدید از سایتشون
می اومدن ....چه اونایی که واسه خودم می اومدن....واسه نوشته هام....
راستش روزای اولی که این وبو راه انداختم دلم میخواست فقط مال
قیاسوندها باشه اما ...نشد...
به هر حال تشکر میکنم از همه ی عزیزانی که منو وبمو تهنا نذاشتن
از مهرنوش عزیزم....از داداش گلم...و از سلمان قیاسوند عزیزو همه وهمه
کسایی که همیشه بهم سر زدن....
یه سال گذشت....ولی گذشت....بهتره باهم بودنو به هرچیزی تو زمان حال
ترجیح بدیم....خب حالا شمع یه سالگیشو فووووت کنیم....
همتونو دوس دارم و یه سال پر از خوشبختی و موفقیتو براتون آرزو میکنم![]()
منم آن شاپرک پر شکسته...که لبخند خدا دوباره جانم داد.